«کرامت انسان خسته»

«کرامت انسان خسته»


بعضی زمان‌ها

آدم‌ها از زندگی نمی‌ترسند

از ناتوان ماندن در پاسداشت زندگی می‌ترسند.


عاشق نمی‌شوند

نه از سردی دل؛

از سنگینی فردایی

که توان ساختنش را از دستشان گرفته‌اند.


پدر و مادر نمی‌شوند

نه از بی مهری؛

از ترسی آرام

که مبادا کودکی را

به جهانی بدهند

که خودشان در آن

هر روز

کم نورتر می‌شوند.


دل‌ها خاموش نشده‌اند

جهان

از طاقت دل‌ها

بزرگ‌تر شده است.


و رنجی که از اندازه انسان بزرگ‌تر باشد،

شکست دل نیست؛

فشار روزگار است بر شانه دل.


پس سکوت بعضی قلب‌ها

بی عشقی نیست

زخمی است

که خودشان

به آن تن نداده‌اند.


آنچه در چهره‌ها می‌بینی

بی حسی نیست،

خستگی نجیب انسانی است

که هنوز شرافتش را زمین نگذاشته.


انسانی که نیفتاده

فقط آهسته‌تر راه می‌رود،

چون بار دنیا

سنگین‌تر از سهم اوست.


و این،

شکست انسان نیست؛

سختی زمانه است.


و این،

گناه دل‌ها نیست.


«و همین که هنوز زمین نگذاشته اند.... یعنی انسان هنوز تمام نشده است.»


✒️ پوریا بهاروند

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

همه چیز از نبودنت شروع می شود

درباره من _ پوریا بهاروند

روز دختر 19 مهر 1404