۵ اسفند | سپندارمذگان ❤️

 ۵ اسفند | سپندارمذگان ❤️


این روزها اگر تبسمی هم روی لب بیاید،

ذهن ناگهان به عقب برمی‌گردد

و یادِ درد،

لبخند را آهسته پس می‌گیرد.


زندگی بیشتر شبیه دوام آوردن است

تا بی‌هراس نفس کشیدن.


و درست در همین روزها

سپندارمذ معنا پیدا می‌کند؛

زمین...

که هر چه بر او ریختند، نرفت،

فرو نپاشید.


درد را فقط تحمل نکرد،

نگه داشت،

و زخم را به ریشه تبدیل کرد؛

ریشه‌ای که روزی

دوباره نور را پیدا می‌کند.


پناه بودن یعنی همین.


❤️ پناه یعنی کنار تو، دل مجبور نباشد قوی باشد. ❤️


یعنی کنار تو

کسی لازم نباشد نقش بازی کند،

لازم نباشد محکم باشد،

لازم نباشد لبخندِ زورکی

به صورتش بچسباند.


امنیت دیوار نیست؛

امنیت یک آغوش است،

یک نگاه،

یک جمله:

«من اینجام.»

و این جمله واقعا بماند.


زن رازِ همین امنیت است؛

گرمایی که بی‌سر و صدا

آدم را از فرو رفتن نجات می‌دهد،

مثل زمین...

آرام،

اما محکم.


اگر جهان سخت شده،

برای هم نرم‌تر باشیم.


همین که دلِ یک نفر کنار ما

آرام‌تر بتپد،

یعنی این سرزمین همین‌جا

یک درجه امن‌تر شده است.


سپندارمذگان مبارک

به دل‌هایی که هنوز

برای هم

پناه می‌شوند. ❤️


https://www.instagram.com/pooriabaharvand?igsh=MXhzemIzaTFmcmtycw==

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

همه چیز از نبودنت شروع می شود

درباره من _ پوریا بهاروند

روز دختر 19 مهر 1404